تبليغاتX
***STOP LIEING***

***STOP LIEING***

***Nothing Else Matters***

"به منم یاد بده!!!"

 

یکم از بی رحمیت به منم یاد بده

به منم بگو چطور دلت از سنگ شده

به منم یاد بده که چطور بی دردی

که چطور یاد منو تو فراموش کردی

 

خیلی دوس دارم بدونم چرا تو دوسم نداری

چرا من عاشق میمونم وقتی تو تنهام میاری

چرا منتظر میشینم تا یه روز بیای دوباره

به منم یاد بده اینو که بهار فایده نداره

 

به منم یاد بده که فراموش کنم

شمع احساسمو دیگه خاموش کنم

شبای من پره از حسرت و تنهایی

ولی تو صاحب بهترین شبهایی

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد1389ساعت 10:3  توسط I'm Nothing  | 

''مگه نرخ خوبی چنده؟''

 

مگه تو نگفته بودی عشق و زندگی قشنگه

ولی خب نگفته بودی که همش بی آب و رنگه

تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق میشی انگار

دل دریا رو گرفتی توی دستای سپیدت

مگه نرخ خوبی چنده که تو برگای برنده   تو به این راحتی سوختی

مگه تو نگفته بودی

 

من تو دریای جنونت دل دادم به آسمونت

بادبونام و سپردم به نگاه مهربونت

گم شدم تو دل بارون با یه حال عاشقونه

تو که گفتی نمیدونی پس بگو آخ کی میدونه

 

مگه من دوست نداشتم مگه عاشقم نبودی

مگه آخرین بهانه واسه ی دلم نبودی

مثل گل مثل یه سایه مثل بیکران دریا

مثل یه حس عجیبی توی صندوقچه ی رویا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 22:27  توسط I'm Nothing  | 

کاش یکی عاشقم می شد

 

کاش یکی عاشقم می شد ، قلب منو نشون می کرد

ستاره ی بخت منو راهی آسمون می کرد

 

کاش یکی عاشقم می شد ، به پای عشق من میموند

صداقت رو مثل غزل برای قلب من میخوند

 

کاش یکی عاشقم می شد ، دست توی دست من میگذاشت

دیگه به خاطر دلم دیگه کسی رو دوست نداشت

 

کاش یکی عاشقم می شد ، دست توی دست من میگذاشت

اگه به غیر من دیگه عشقی تو دلش نداشت

 

کاش یکی عاشقم می شد ، منو به رویا می سپرد

من واسه اون میمردم و اونم برای من میمرد

 

کاش توی این دنیای سرد یه مهربون پیدا میشد

تا قفل تنهایی من بعد یه عمری واز میشد

 

توی تموم لحظه ها اسمشو فریاد می زدم

کاری می کردم که ازم دور نشه حتی یه قدم

 

براش مثل یه آسمون پر از ستاره می شدم

فدای عشق اون فقط با یک اشاره می شدم

 

کاش یکی عاشقم می شد که خواب بوسه دیده بود

همونی که اشکهای من به خاطرش چکیده بود

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 خرداد1389ساعت 20:11  توسط I'm Nothing  | 

*...life...*

 

تو توی تخت خودت خوابیدی و راحتی

غذات یه وقتی داره و خوابت ساعتی


یه بابا داری که مث شیر پشت سرته

مامانی که قلبش با قلب تو می تپه

حالا بزرگ تر می شی و می بینی

زندگی چطور آدم و خم میکنه   سخت نگیر



به هر دستی که دست دادی دستت تو بپا

بترس از گرگای آدم نما

تن لخت تو بده به کسی که روح لختشو هدیه میده بهت و پاش می افته

بپا بکارت روحت خط نخوره این یکی پرده رو نمیشه دوخت دوباره

 


نشه اخم کنی به اون دختر بچه ای

که گلی داره تو دستشو می خواد بهت بفروشه

روبرگردونی و با خودت بگی فرق داری حتما آره فرق داری

 

 

زمین پر از آدمایی که کار میکنن

و یه عده ای فقط پول دارن یه مشت عقده ای

که از کار کارگرا کاخ ساختن و چه کسایی تو این راه جون باختنو

 



این چیزا رو به دیگرون بگی بهت میخندن

 آخه زشتیم عادت میشه واسه آدم

 

 

ولی تو قصه ی خودتو بکش نقاش

 بزار هر کی هر چی هست باشه

 تو خودت باش

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389ساعت 15:34  توسط I'm Nothing  | 

*call her*

 

یکی بهش زنگ بزنه بگه هنوز تو فکرشم      بگه هنوز مثل قدیم ناز نگاشو میکشم

یکی بهش زنگ بزنه بگه که میمیرم براش      بگه هنوزم عاشقم عاشق اون طعم لباش

 

بهش بگین اگه یه روز نبینمش دق میکنم      دلو براش قربانی با دلیل و منطق میکنم

بهش بگین اگه بخواد همیشه عاشق میمونم      تمام شعرامو براش با اشک و هق هق می خونم

 

من بی اون تمومه کارم      آخه مثل اونو از کجا بیارم؟

 

بهش بگین اگه بخواد دنیا رو آتیش میزنم      اونی که عاشق دو تا چشای آبیشه منم

بهش بگین که همه چیز به هم میریزه وقتی نیست      اگه نباشه حتی مردن دیگه کار سختی نیست

من بی اون تمومه کارم      آخه مثل اونو از کجا بیارم؟

 

مثل اونو از کجا بیارم . . .

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 خرداد1389ساعت 13:6  توسط I'm Nothing  |